السيد موسى الشبيري الزنجاني

3854

كتاب النكاح ( فارسى )

هم در غاية المرام تصريح ابن فهد را نقل مىكند و مىگويد : هو جيّد . سبزوارى در كفايه در بحث نكاح مىگويد ؛ دو قول در اين مسأله هست و ترجيحى نمىدهد لكن در بحث وصيت بدون تفصيل مىگويد اولياء مجنون به ترتيب اب و جد و در فرض عدم آنها وصى و سپس حاكم مىباشد . فيض در بخشى از مفاتيح الشرايع مىگويد در اين مسأله دو قول است اما در جاى ديگر با اينكه در مورد ولىّ سفيه مىگويد مورد اختلاف است كه آيا ولى او در صورت انفصال سفه از ايام صغر با حاكم است يا با اب و جد ولى همان جا در مورد مجنون على الاطلاق مىگويد با اب و جدّ است و اختلافى در آن نيست . فاضل هندى نيز در كشف اللثام و نراقى در مستند الشيعة قائل به روايت اب و جدّ على الاطلاق شده‌اند . مرحوم آقاى خويى هم همانطور كه در تقريراتشان فرموده‌اند و در تعليقه‌اى كه با عروه چاپ شده و آخرين نظريه ايشان است نيز آمده ، قائل به ولايت اب و جد على الاطلاق هستند . در عروه‌اى كه طبع جامعه مدرسين است نظريهء ايشان را طبق تعليقهء مستقل ايشان آورده‌اند ولى آن تعليقه آخرين نظريهء ايشان نيست . بلى غير از محقق كركى تنها شهيد ثانى در مسالك و روضه و حاشيه ارشاد ، و محقق اردبيلى و صاحب مدارك در نهاية المرام و از متأخرين آقاى نائينى و آقاى گلپايگانى قائل به تفصيل شده و ولىّ او را در صورت انفصال ، حاكم دانسته‌اند . البته برخى قول به ولايت مطلق را به مشهور نسبت داده و آن را اجماعى ندانسته‌اند مثلًا ابن فهد حلى تعبير مىكند كه مشهور چنين است لكن با تأمل در عبارت او استفاده مىشود كه ايشان قائل به وجود اجماع است زيرا ابتدا دو مطلب را عنوان مىكند كه تنها يكى از آنها مسألهء مورد بحث ما است آنگاه مىگويد اين مطلب مشهور است سپس فقط در مورد مسألهء دوم دو نفر را نام مىبرد كه مخالف ديگران هستند و در مسألهء مورد بحث هيچ مخالفى را نام نمىبرد . در مفتاح الكرامه نيز از فاضل قطيفى در ايضاح النافع نقل مىكند كه ايشان مىگويد : مشهور قائل به ولايت اب و جد على الاطلاق هستند و ظاهر آن وجود